.:درگوشی با هانیه:.
هانیه جون!منم گریم میگیره...منم وختی یاد قبل میوفتم،یاد روزایی که باهم گذروندیم،یاد شیطنتا،یاد قهر و آشتیا،یاد بدیا و خوبیا که میوفتم،واقعا بغض میکنم....
چقدر زود گذشت...مثه ی چش به هم زدن...مثل فاصله ای ک وختی میخوای چیزیو ببلعی تو تنفست میوفته،اصن نمیفهمی چی شد؟کی تموم شد؟
یادته با تاکسی برمیگشتیم؟یادته یه روز قهر کردیم؟سره اینکه تو با بچه ها رفتی و منو تهنا گذاشتی؟!!یادته ی روز دیگه قبل از سوار شدنه تاکسی رفتیم ازون سوپرمارکته ی آلوچه خریدیم که شد بیشتر تومن؟!آخرشم حسرته خوردنه اونو من به گور میبرم
!!!یاد این میوفتم که تو تاکسی چقدر باهم میخندیدیم،گریم میگیره!!!
روزتولدم...اصن توقع نداشتم که تو حتی بدونی کیه،ولی تو برام کادو خریده بودی!!!اون ادکلن همیشه رو میزه،نمیزنمش چون میترسم تموم بشه....
یادته اصفهان؟!!"آگا بیبین من ترچم،اشک ترچ اردبیلی،هچی نمیفهمما!!"یادته تو و سارا دنبالم میدوییدید؟!خب یکی نبود به من بگه خب آدمه نفهم بشین ی جا چرا جو گیر شدی هی تو حیاط میچرخی!!!
چقدر سرکلاس خوش میگذشت!!!مخصوصا ریاضی با آرین فر!!چقدر میخندیدیم!!!
چرتو پرتایی ک میگفتمو یادته؟!!!اصن نمکی دیگه باقی نمونده برام،اونوختا همش ریخ تو کلاس،هی میگفتم هانیه این نمکارو جم کن،گوش نمیکردی ک،بیبین الان افسردگی گرفتیم!!!
وختایی ک قهر بودم باهات،بیشتر دوستت میداشتم!!!(اینو باید میگفتم چون اگه نمگفتم تو گلوم میموند!!)
فک کن،اون همه باهم بودنا،جدی جدی تموم شد!دیگه هرکدوممون ی طرفیم....چقدر تلخه که از الان دارم اون روزیو میبینم که دیگه برای هم مهم نخواهیم بود،شاید حتی اگه ی روز همو تو خیابون ببنیم به سختی یادمون بیاریم که ما چند سال باهم بودیم!!!7 سال!گذشت...
کاش زودتر کشف میکردم که کیا دورو برم بودن،چه آدمای خاصی،ولی حیف....الان خیلی دیره...
دلم تنگ میشه برای
هانیه(یه دوسته واقعیه واقعی)
سارا(ی دوست دلسوز)
هادیلو(همیشه از دستم کلافه بود!)
تقیلو(که این همه نی نی دوس داش)
زینب(با اون آرشش!!)
دوقلوهای افسانه ای،مونا و مهسا
مائده(+شیمی)
هدیه(کاش میفهمیدمش)
بشری(هیچوخت،به هیچ وجهی نمیتونم فراموشش کنم)
عاطفه
پانیذ(همیشه تو کفش بودم که روزی چن ساعت درس میخونه!!)
نرگس(به این میگن تیزهوش!!)
غزل(آخرم نفهمیدم مشکلش چی بود)
نگین(واقعا ترازش 6800 شده بود؟!!!!!)
مریم
هستی(تامیتونستم اذیتش کردم!!)
مهکامه
زینب(بنده خدا هنوزم داره تلاش میکنه منو به راه راست هدایتم کنه!!!)
محدثه
شکیبا(!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
کبری(؟!)
آرزو
حدیثه
نشاط(رفت؟!!نرفت؟؟!)
و نیوشای عزیزم....
همه ی دوستامو،همه ی بچه های کلاسو،هیشوخت فراموش نمیکنم!
هانیه!
بچه ها!
همتونو از ته ته ته دلم دوستتون دارم
...
هیچ!!!