و اما چه کسی میتواند عادل باشد و درصدد اجرای حکومت الهی باشد؟چه کسی میتواند از نفس شیطانی خویش جدا شده و پی مقام و منصب و قدرت خود نباشد؟چه کسی میتواند بعد از رسیدن به قدرت،خواسته های مردم را سرلوحه ی افکار خود قرار دهد؟براستی این چنین فردی وجود دارد؟فکر نمیکنم!
میدانی؟میدانی که او خواهان چیست؟میدانی چرا شعار میدهد؟میدانی چرا شورش میکند؟میدانی از چه کسی پیروی میکند؟آنیکی را چی؟میدانی چرا تیر اندازی میکند و هم نوع خود را میکشد؟میدانی؟میدانی چرا درگیر است؟او چرا شعار میدهد؟او خواهان چیست؟طرفدار کیست؟
هیس.....ساکت...من....من تنها چیزی که میخواهم،سکوت است....صلح است....شاید یک شاخه گل مریم،در گلدان،روی میز...میخواهم همه جا،همه کس،آرام شوند،و من،و اگر بخواهند،اگر بخواهند آنها هم،باهم نفسی عمیق بکشیم....میدانی چرا آنها نمیخواهند؟...نمیدانم....شاید فکر میکنند درست تر همان است که نخواهند....ولی اگر بخواهند.......یادش بخیر آن زمان که همه میخواستند "ما"باشند........افسوس..نمیخواهند!...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 18:23 توسط atizra
هیچ!!!